۱۴۰۱ آذر ۱۸, جمعه

صبا راهی: هیچ مردمی از خوشی انقلاب نمیکند

 


صبا راهی

هیچ مردمی از خوشی انقلاب نمیکند

 

اینروزها سلطنت طلب ها که به آنها " سرکوب طلب " بگوییم بیشتر وصف حال سیاسی شان است؛  سعی بسیار رذیلانه میکنند تا به نسل جوانی که دوران ستم شاهی را ندیده  و آگاهی تاریخی هم ندارد چنین القا کنند که " مردم از خوشی انقلاب کردند".

خب باید از سرکوب طلبان پرسید که خوشی مردم در دوران شاه چه بود؟ اگه فلسفه شما این است که مردم خوش انقلاب میکنند پس لابد الان هم مردم خوشند که دارند انقلاب میکنند؟ نه؟

 آیا مردم در زمان شاه آزادی بیان و اندیشه داشتند؟ اصلا ساواک چرا و چگونه بوجود آمد؟ 

اگر مردم آزادی بیان و اندیشه داشتند و احزاب  سیاسی مختلف آزاد بودند چرا ساواک شاه از راست و نیمه راست و نیمه چپ و چپ و کمونیست و مسلمان را که با جو خفقان و سیاست های غارتگرانه شاه مخالفت داشتند را به زندان می انداخت شکنجه میکرد به آنها توسط اوباشان ساواک تجاوز میشد و بعد هم تیرباران!

خب وقتی که شاه هر مخالفی را، مثل همین دیروز که خمینی جلاد و امروز که خامنه ای جلاد اینکار را میکند میگرفت و خانواده ش را مورد تهدید و فشار قرار میداد آیا خفقان ایجاد نمیکرد؟ خب زندگی که فقط خوردن نیست هست؟ تو باید آزاد باشی تا بتوانی نظرت را بیان کنی، اینطور نیست؟ نه اینکه تا نظرت را گفتی بگیرندر و  بیندازنت در سیاهچال.

 تازه مگر همه مردم ما قدرت مالی اینرا داشتن که سقفی بالای سرشون داشته باشند و شکم شان رو سیر کنن؟  خیلی از کودکان مجبور بودند مثل همین امروز مدرسه را ترک کنند تا بتوانند کمک به اقتصاد خانه کنن. خیلی ها در حلبی آباد ها زندگی میکردن مثل همین الان. بلوچ ها وضعیت زندگی شان  مثل همین امروز بود فقر و تیعیض از در و دیوار ایران میبارد. اقوام مختلف مثل کرد و عرب و ترکمن و بلوچ و لر و ترک از تبعیض های نژادری در مملکت رنج میبردند و امکانات رفاهی برای آنها زیر صفر بود. شاه هم درست مثل همین امروز بین آنها تفرقه می انداخت و آنها رو سرکوب میکرد و میگفت اینها تجریه طلب هستن میخواهند ایران را ایرانستان کنند، اگه من بروم ایران تجزیه میشود. همین الانهم خامنه ای جلاد هم همین حرف ها را میزند مگه نمیزند؟  اینها خوشی هستند؟

آنزمان هم شاه بجای رسیدگی به وضعیت زندگی مردمی که در مناطق محروم در سراسر ایران  در فقر و محرومیت زندگی میکردن ،بعوض بالا بردن دستمزد کارگران، معلمان و سایر افشار زحمت کش در جامعه فراهم آوردن امکانات رفاهی برای آنها به چشم آبی ها یعنی اروپایی ها( اروپای مرکزی) و آمریکایی ها توجه خاص داشت و ایرانی ها در اصل شهروند درجه دو ایران بودند این مستشاران آمریکایی و انگلیسی و آلمانی و ... بودند که شهروند درجه یک ایران بودن بطور مثال آمریکایی ها در ایران کار میکردند نه تنها دستمزدهاشون نجومی بود،  مثلا یک آمریکایی که مسئول سوت زدن برای بالا رفتن کارگران از دکل مخابراتی بود آنزمان سی هزار دلار مزد میگرفت در حالیکه کارگران مخابرات با حداقل دستمزد کار میکردند با کمترین امکانات رفاهی و بهداشتی در محیط کارشان. بعد هم در مکان هایی که ایرانی ها کار میکردند آنها کار نمیکردند بطور مثال شرکت مخابرات یک ساختمان چند طبقه لوکس در آنزمان برای کادر فنی آمریکایی ها در خیابان کاخ شمالی با آخرین امکانات آنزمان ساخته بود.  در حالیکه مثلا در ساختمان هایی مثل ساختمان راهنمای تلفن آنزمان که به 118 معروف بود در خیابان اکباتان توالت هایش نه تنها از امکانات بهداشتی برخوردار نبود بلکه سقف توالت هاش چکه میکرد  بر سر توالت های طبقه پایین، میکروفیلم هایش بشدت کم رنگ شده بود و محابرات حاضر به تعویض میکروفیلم ها که شماره تلفنها در آنها ذخیره میشد نبود. و باعث آزاد چشم میشد دستمزدها زیر حدالق دستمزد بود و این آمریکایی ها بودند که داشتند بی آنکه کاری بکنن از ما "حق توحش" میگرفتند با امکاناتی که شاه بعنوان باج به اونا و به دولتشان میپرداخت. 

خب الان هم میبینم که این رژیم اسلامی  هم به عوض رسیدگی به مردم خودش به حزب اله لبنان و حماس و سوریه و همپالگی های بغدادی اش کمک میکند؟ چرا چون میخواهد وقتی مردم قیام میکنند و نیروی سرکوب کم میاورد از آنها برای سکوب معترضین استفاده نماید.

خوشی زده بود زیر دلشان حرف عامیانه یی ست که برای افرادی بکار برده میشود که در رفاه زندگی میکنند مگر مردم ما در آزادی و برابری و  رفاه زندگی میکردند که از خوشی انقلاب کرده باشن؟

خب این رژیم اسلامی هم که نیامده که بگوید شاه دسترنج مردم را میریخت در جیب اربابان جهانی و هزار فامیلش چون خود همین رژیم هم 43 سال است که همین کار رو میکند. چون اربابای شاه خمینی را روی کار آوردند نه مردم!

این رژیم نیامد که بهر مردم بگوید شاه با زندانی های سیاسی چه میکرد، چون خودش هم داشت همین کارها را با زندانیان سیاسی میکرد خیلی از  ساواکی ها مانده بودند در خدمت ملاها و به آنها یاد میدادند البته خمینی جلاد هم مثل همین امروز که میبینم رضا پهلوی میگوید در آینده ایران مارکسیست ها هم آزادند، خمینی هم عین همین حرف را زد تا " همه را با هم " در زیر چتر "وحدت کلمه" متحد کند وقتی موفق شد بعد همه را یعنی مارکسیست ها مجاهدین جبهه ملی هر کسی که با سیاست های او ذره ای مخالف بود را گرفت به زندان انداخت و کشتار دسته جمعی بر پا کردر و یا سر به نیست کرد یا از طبقه بالای ساختما به پایین پرت  کرد ( درست اولین خودکشی شده در ساختمان بی سیم مخابرات در چهار راه قصر اتفاق افتاد وقتی که اسناد دزدی های غرضی وزیر مخابرات رو یکی از کارکنان افشا کرد همان روز او را به پایین پرتاب کردن و گفتن خودکشی کرد) که تا امروز ادامه دارد.

تنها چیزی که دوره شاه با امروز فرق داشت این بود که زنان اختیار پوشش داشتند آن هم چیزی نبود که شاه به زنها اعطا کرده باشد. برای همین هم هست که امروز میبینیم که سلطنت طلب ها روی هیچ موضوع دیگری مثل همین شانزده آذر( که خود شاه عامل اصلی آن بود)  مثل آزادی بیان آزادی اندیشه آزادی مثل استقلال ایران نمی توانند انگشت بگذارند چرا؟ برای اینکه خود شاه هم همین جنایاتی که ملاها با آزادیخواهان میکنند رو مرتکب میشد.  بدلیل اینکه آزادی سیاسی یی وجود نداشت هر چی بود خفقان و بگیر و به بند و شکنجه های قرون وسطایی و تیرباران و سر به نیست کردن بود.

چرا هر دو، شاه و ملا، مثل هم هستند؟ بخاطر اینکه هر دو اربابان جهانی یی دارند که توسط آنان به قدرت رسیدند. مردم اینها را انتخاب نکردند.

 آگاهی داشتن و تاریخ مملکت خود را دانستن و درست آنرا دانستن رمز پیروزی ست. اگر ما ندانیم شاه چه جنایاتی در حق مردم ایران مرتکب شد ممکن است فریب حرف های پسرش ر بخوریم که همین امروز میگوید به سپاه سرکوبگر و بسیجی سرکوبگر که جوان های ما رو پر پر میکنند نیاز دارد؟

 

خب حالا این کلیپ را که فعالین چریکهای فدایی خلق آنرا درست کردند ببینید خیلی گویاست. شاید با کمی توضیح  بیشتر متوجه شد که شاه هم مثل خمینی و خامنه ای بود فرق بین آنان فقط تاج و عمامه ست.

 


 

نکته بسیار مهم در این ویدئو اقرار جلادها به جنایات شان هست و برجسته کردن لحظه سقوط و فروپاشی حکومت جلادان است که درست مثل هم است. وقتی که شعله های آتش خشم جوانانی که سرنوشتی جز خفقان سرکوب بگیر و ببند و سر به نیست شدن و خودکشی شده و اعدام  در زندگی ندارند وقتی نان و مسکن و آزادی ندارند وقتی کار ندارند و پوشش اختیاری ندارند به خیابانها میآیند تا از جان های شیرین خود مایه می گذارند آنوقت است که جلادهای شاه و ملا دستشان به لرزه میافتد چرا که تاج و تخت و عمامه و منبرشان توسط مبارزات بی امان جوانان آگاه و زنان و مردان ستمدیده به لرزه در آمده است.

 

همین امروز سلطنت طلب ها که در قدرت هم قرار ندارند در خارج از ایران به نیروهایی که شعار مرگ بر ستمگر / چه شاه باشه چه رهبر/ میدهند حمله میکنند و آنانرا مورد ضرب و شتم وحشیانه قرار میدهند.  همین آیین سرکوب گری انانست که به سرکوب طلب ملقب می شوند


آخر این دمکراسی ست؟ این آزادی ست؟ بایستی حواسمان را خیلی جمع کنیمی.   مفت خوری مثل رضا پهلوی نوکری ست مثل پدرش مثل همین ملاها.... فریب کراوات او را نباید خورد. او دلسوز مردم نیست او دلسوز جیب خودش و اربابان جهانی پدرش است!

مرگ بر ستمگر / جه شاه باشه چه رهبر

در پخش این نوشته بکوشیم.

هیجدهم آذر هزار و چهارصد و یک

هشتم دسامبر دوهزار و بیست و دو

۱۴۰۱ آذر ۱۶, چهارشنبه

عامل خون آذرند / تاج و عمامه بر سرند

 

عامل خون آذرند / تاج و عمامه بر سرند

شعار دانشجویان در شانزده آذر امسال

 

هنوز شانزده آذر فرا نرسیده بود که "فرح خفتی" زنی که بخاطر پول و لقب حاضر شد در کنار همسرش شاه " عامل خون آذر" بنشیند تا او را به ارتجاعی ترین نحو تحقیر کند وقتی که مصاحبه گر تلویزیون از او پرسید حاضرید سلطنت را به زن تان منتقل کنید؟ و او با تعجبی که شاخ روی کله اش سبز شده بود گفت " زن! زن ملکه شود؟ باور کنید اگر یک زن معمولی که در پاریس هم درس نخوانده بود شوهرش به او چنین خفت و خاری نشان میداد همانجا دوبامبی با هر چه دم دستش بود چنان بر ملاجش میکوبید و جل و بساط خودش را جمع میکرد و از خانه او میرفت و تن به اینهمه خفت و حقارت نمیداد! اما خب زن بورژوا نه عار دارد و نه درد! و نه ننگ سرش میشود!

فرح خفتی چند روز پیش به سنای فرانسه رفته، ما که نمیگوییم چرا رفته، چون ما دخیل به این نهادهای امپریالیستی که یک روز نوکرشان  شاه مرتجع و یک روز نوکرشان  ملا مرتجع را برایمان میاورند نمیبندیم. بعدش هم نمیگوییم در سنای فرانسه یک عده انسانهای با وجدان نشسته اند در هیچ کجای این کره خاکی در مجلس هایشان انسان های با وجدان وجود ندارد اگر داشت که دنیا به این روز بی عدالتی و بکُش بکُش نمی افتاد، بهرو این فرح خفتی رفته که " رویای ملکه" شدنش را با خود به گور نبرد! البته مقدمات "اذن دوخل" ش را پا اندازهای بی شرفی مثل مسیح علی نژاد در "دیدار" با ماکرون تدارک دیده بودند.

چرا فرح خفتی زن وقیحی ست. و تنها دزد دسترنج کارگران و زحمتکشان نیست. دزد مبارزه زنان شجاع و قهرمان هم هست. چرا؟ آخر آن زنانی که در ایران برای رها شدن از یوغ ستم مضاعفی که رژیم ملاها توسط اهرم کثیف و متعفن سرمایه داری یعنی همان دین کپک زده ضد زن به آنها وارد میکند از جان های شیرین خود مایه میگذارند آنوقت این "خانم" که به هر خفتی تن داده، و با چادر هم به حرم میرفته یعنی خفتی نبوده که این زن به آن تن نداده تا لقب دار بماند، میخواهد سوار موج شورش زنان شجاع در ایران شود!  واقعا که تف به شرف نداشته تان!

سرکوب طلب حیا کن     نوکری رو رها کن

نوکری تو خونتونه          سرکوب آیین تونه

دانشجویان تو ایران         داد میزنن بی امان

عامل خون آذرند        تاج و عمامه بر سرند

صبا راهی

 شامگاه شانزده آذر هزار و چهار صد و یک

۱۴۰۱ آذر ۱۵, سه‌شنبه

صبا راهی : برای بخون خفتگان شانزده آذر

 صبا راهی : برای بخون خفتگان شانزده آذر

 

ده سال پیش در چهارم ماه جون مسیح علی نژاد مصاحبه ایی با رضا پهلوی داشته که این قلم بمناسبت گرامیداشت خاظره بخون خفتگان شانزده آذر تنها کوتاه به مقدمه آن مصاحبه میپردازد. مقدمه ایی که " مقدمه ساز بالا رفتن از پله های "بی شرفی" را نیز برای او فراهم آورده است!

 

غسل جنایت اجدادی!

 

در ابتدای این مصاحبه مسیح علی نژاد به رساله ی متعفن دینی اش رجوع کرده از آستینش یک " سوره" بیرون می کشد که به وسیله آن زذیلانه سعی دارد یک آفتاب آب از حوض "کوثر بورژوازی خونخوار جهانی"  بر سر رضا پهلوی بریزد تا او را " غسل جنایت اچداد و آبادی" دهد.

دو سطر زیر در پرانتز عینا از مصاحبه نقل قول میشود.

(مسیح علی نژاد: اعتقادی ندارم به اینکه یک فرد رو باید بخاطر عملکرد پدرش سرزنش یا بازخواست کرد. ما خودمون در ایران سالها بخاطر عملکرد پدرانمون یا بازخواست شدیم یا گزینش شدیم به این دلیل از خود شما اجازه میخوام که اگر عنوان پدر شما از شما حذف بشه آیا فکر میکنید بر اساس شایستگی های فردی خود شما در این جایگاه قرار دارین؟ یعنی رضا پهلوی کی هست.)

(پاسخ رضا پهلوی: "اولا من همیشه خودم رو بعنوان رضا پهلوی معرفی کردم به هم مینهنانم! ...... نقشی که برای خودم قایلم کمک کردن به نجات کشورم هست به مفهوم بازگرداندن حاکمیت بدست مردم  و حقی که ازشون سلب شده...")

نیازی هست که من بیشتر به مزخرفات این دو مزدور" با شرف" بپردازم؟ کسی نیست که به مشنگ اولی بگوید : اول " این مایی" که بکار میبری چه کسانی هستند؟ مگر تو پدرت ساواکی بوده؟ یا جزو سرکوبگران بوده؟ با جزو شکنجه گران بوده؟ یا جزو دزدان دسترنج کارگران و زحمتکشان بوده؟ خب اگر بوده تو بعنوان فرزندش این شعور را نداری که او را بخاطر جنایاتش محکوم کنی؟ این شرافت را نداری که از او کناره بگیری و زندگی " شرافتمدانه" خودت را ادامه دهی؟ نه اینکه دوباره راه بیفتی و بخواهی راه او را بروی و اعلام کنی که به سپاه و بسیج " هم" نیاز داری؟  

پرویز ثابتی (معروف به ابروکمانی) ساواک مخوف شاه قاتل دخترش گویا در حرفه ی پزشکی ست. آیا این فرد میتواند سرش را بالا بگیرد و با افتخار بگوید" پدر ساواکی من  - پرویز ثابتی در دهان مهدی رضایی که حاضر به سازش با سلطنت نبود  در سلول زندان اوین ادرار کرد" ! اخر تف به شرف تو مسیح علی نژاد که برای سلطنت خونشویی میکنی!

اگر امروز جوانان به درستی سرکوبگران را در خیابانها بی شرف خطاب میکنند من امروز ترا بخاطر این شیادی بخاطر این خونشویی ات از سلطنت ، بخاطر خاطره بخون خفتگان شانزده آذر خطابت میکنم: بی شرف! بی شرف ! بی شرف!

فردا شانزده آذر است! روزی که پدر رضا پهلوی سه دانشجوی معترض به چپاول گری امپریالیسم آمریکا را در بدو ورود ریچارد نیکسون به تهران توسط سرکوبگرانش به گلوله بست!

امروز روزی ست که تو و رضا پهلوی و تمام آن تلویزیون های ضد ایرانی خفه خون میگیرید! و نمی توانید با توسل به حقه ها و حیله های شیادانه خود را آویزان مبارزات جوانان آگاه و زنان و مردان محروم و ستمدیده ایران کنید که از جان شیرین خود مایه میگذارند.

جنایتی که شاه در دانشگاه تهران با ورود نیکسون به ایران مرتکب شد باعث این شد که دانشجویان  سراسر دنیا او را به " شاه قاتل" خطاب کنند. و تو مسیح علی نژاد مزدور تشنه شهرت میخواهی با غسل دادن سلطنت خونبار رضا پهلوی مفت خور او را سوار موج اعتراضات کنی؟ به راستی که : بی شرف! بی شرف! بی شرف!

 

شاهزاده وقاحت

 

اما حقه بازی بنام رضا پهلوی با وقاحت تمام میگوید میخواهم " حاکمیت مردم را به آنها بازگردانم" ... آخر ای شیاد مزدور مردم در چه زمانی " حاکمیت" داشتند؟ که تو میخواهی " ناجی" آنها شوی! در زمان پدر قاتلت با ساواک مخوفش؟ در چه دوره ای از سلطنت خونبار  پهلوی ها مردم حاکمیت داشتند؟ مردم حاکمیت داشتند یا دربار هزار فامیل و عمه ات که مافیای مواد مخدر در ایران بود روزنامه نگار آزادیخواه – کریمپور شیرازی را در چهارشنبه سوری دربار زنده زنده به آتش کشید؟ این همان حاکمیت مردم است که تو از آن دم میزنی؟ خب درست میگویند که تو " شاهزاده ی معطل سرکوب" هستی! منتهی زهی خیال باطل!

میگوید نچات کشورم؟ بازی با کلمان برای عوام فریبی ذات بی شرف هاست! کدام کشور؟ ایران؟ ایران آریایی؟ یا ایران ستم شاهی ؟ همان شاهی که در جشن های دوهزار و پانصدساله اش که اوین را پر کرده بود از معترضین به این جشن ها که داشت از جیب مردم هزینه میشد، خود را " عاری از مهر" نامید و گفت " کورش آسوده بخواب که ما بیداریم"! بیداریم که انگلیس دین اسلام را برایمان آورد و با آن هفنصد سال است که آدم کشی میکنیم! جامعه را به عقب میرانیم و زبان ها را میبریم و ستم مضاعف بر زن ها وارد میکنیم. حتی زن خودمان هم غلط میکند " ملکه" شود، خودمان جلوی دوربین های تلویزیون دنیا " ضعیفه" اش خواندیم ، بخواب کورش که مملکت را به تاراج گذاشته ایم دانشجو را در دانشگاه در روز روشن به قتل میرسانیم تا نفس  اعتراضش در نیاید تا ما جیب اربابان جهانی مان را پر کنیم و هر جنایتی که لازم باشد مرتکب شویم تا تاج و تخت ستم شاهی را حفظ کنیم! بخواب کورش که دین این زنگ زده ترین و کثیف ترین ابزار سرکوب سرمایه داری در دست ما و حکومت های بعدی ماست تا راه غارتگری، جنایتکاری و سرکوب مردم را توسط اربابان جهانی ما باز گذارد! بخواب کورش که کارخانه معترض کُشی روشنفکر کُشی آزادیخواه کُشی اوین را بنا نهادیم!

آری! تاریخ سراسر ننگ و خونبار خاندان پهلوی را – که شانزده آذر و کشتار دانشجویان معترض مصطفی بزرگ نیا، مهدی شریعت رضوی و احمد قندچی در دانشگاه یک برگ از آن تاریخ خونبار ست -  با هیچ رنگی با هیچ مکری با هیچ غسلی نمی توان پاک کرد. کسی که سلطنت خفقان، سرکوب و کشتار آزادیخوا هان را مکارانه " غسل تطهیر" میدهد فقط یک صفت برازنده اش است و آن " بی شرف" است!

 

یاد و خاطره بخون خفتگان شانزده آذر جاودان!

پانزده آذر هزار و چهارضد و یک

ششم دسامبر  دوهزار و بیست و دو

 

 

 

۱۴۰۱ آذر ۱۲, شنبه

شاهزاده معطلِ سرکوب

 

شاهزاده ی معطلِ سرکوب

 

و امدادهای غیبی اش در تظاهرات های داخل و خارج

 

در روز پنجشنبه 24 نوامبر و در ساعت 6 بعد از ظهر در محکومیت کشتار مردم کردستان

نیروهای چپ لندن در میدان ترالفگار اسکویر لندن گرد آمده بودند همراه با پرچم های

سرخ . دراین میان فیلمبردار و خبرنگار تلویزیونی از لندن (کدام یک از این تلویزیون های لندنی

بود فرقی نمیکند بهرو همه آنها مثل هم و با سرمایه های دولت های مختلف برای کمک به

اهداف پلید سرمایه داری جهانی ولمپن ها و اوباشی ست که بر کشور ما به اسم شاه و

شیخ حاکم میکنند) نیز در آنجا حضور پیدا کردند. در ابتدای آکسیون اعتراضی به ناگهان

دختری جوان با پرچم نفیسی از شیرخورشید  که بصورت ملکه های زیبایی آنرا روی بدنش

نصب کرده بود به سمت فیلمبردار تلویزیون رفت تا با او مصاحبه شود. در این قسمت با درایت

هماهنگ کننده این تجمع به فیلمبردار گوشزد شد که " این خانم" نماینده ما نیست. دختر دُم

پرچم خونبارسلطنت را روی کوش گذاشت و رفت و در دل سیاه شب شد ناپدید!  

 

بعد از مدتی یک پسر جوان نیز از بیرون از جمعیت به سمت فیلمبردار رفت و گفت: "اومدم

واسی مصاحبه، بیام مصاحبه" پسر جوان پرچمی نداشت احتمالا برای اینکه هماهنگ کننده

تجمع با مصاحبه دوم نیز مخالفت نشان ندهد و نیز برای اینکه آبروی نداشته سلطنت

سرنگون شده بیش از این از بین نرود این یکی مثل همه بار دیگر که در تظاهرات ها پرچم را

دور خودش میپیجید بدون پرچم آمده بود. اما فیلمبردار که گویا متوجه شده بود که اینجا

زمینی نیست که بخواهد برای شاهزاده معطل سرکوب نان به تنور بچسباند او را رد کرد.

و چنین شد که تلویزیون لندنی دوربینش را روی کولش گذاشت و ظاهرا بدون مصاحبه ای که

میخواست چنین به ببینده القا کند که " همه با هم" حتی با " سلطنت و شعبان بی مخ

هایش" نیز در تجمع نیروهای چپ در محکومیت رژیم در سرکوب کردستان حضور داستند. که

البته زهی خیال باطل!

 

اگر چه ممکن است افرادی چون عبداله مهتدی که دست رد بر سینه سلطنت نمیزند و در

مصاحبه هایش با صدای آمریکا مدام همنوای " همه با هم" علی نژاد میشود. اما نیروهای

چپ مترقی هرگز و تحت هیچ شرایطی دست اتحاد به استبداد سلطنت که کارخانه

آزادیخواه و روشنفکر کُشی اوین یکی  از میراث های خونبارمحمد رضا پهلوی آن است

نداده و نمیدهد. هر چه که مسیح علی نژاد این ماله کش خونشویی سلطنت سعی رذیل و

مذبوحانه داشته باشد.

 

مضحک تر اینکه شاهزاده ی معطلِ سرکوب مدام در مصاحبه هایش میگوید " ما نیروهایی در

داخل و خارج داریم که نمی توانیم اسم آنها را بخاطر موارد امنیتی افشا کنیم دو سه نفر آنها

هم الان در اوین هستند. این بی شرم حقه باز به روی خودش نمیآورد که اوین را پدر قاتلش

به کمک اربابان جهانی اش ساخت.

 

مرگ بر ستمگر

 

چه شاه باشه چه رهبر

 

یکی از شرکت کنندگان

نوامبر دوهزار و بیست و دو


۱۴۰۱ آذر ۶, یکشنبه